مجتبى ملكى اصفهانى

258

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

وصف و حكم اصل ، تناسبى وجود دارد يا نه ؟ به اين طريق تمام اوصافى را كه تناسبى با حكم اصل ندارند و نمىتوانند علّت حكم اصل باشند خارج مىكند تا به وصفى برسد كه متناسب با حكم و صلاحيت عليّت را داشته باشد . آنگاه حكم را توسعه مىدهد به موارد ديگرى كه چنين صفتى دارند . اين عمل را تنقيح مناط گويند . تنقيح مناط ممكن است قطعى باشد ، يا ظنى . « 1 » مثلا شخصى بيابان‌نشين نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد ، و عرض كرد : من هلاك شدم . حضرت فرمودند : چه كردى ؟ گفت : در روز ماه رمضان با همسرم نزديكى كردم . حضرت فرمودند : بنده‌اى آزاد كن . « 2 » در اينجا گفته‌اند : نه اعرابى بودن خصوصيتى دارد كه موجب و علّت اين حكم باشد و نه ماه رمضان آن سال خصوصيتى داشته و نه چون با همسرش مجامعت كرده ؛ و همين‌طور ساير خصوصيات موجود ، هيچ‌كدام علّت حكم حضرت به آزاد كردن بنده نبوده است . بنابراين چنين نتيجه گرفته‌اند : هركس در روز ماه رمضان با زنى نزديكى كند ، بايد يك بنده آزاد كند . « 3 » توصلى به عنوان « تعبدى » رجوع شود .

--> ( 1 ) الوافية ، ص 238 . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 96 ، باب 34 ، حديث 13 . ( 3 ) الاصول العامة ، ص 315 .